امشب دلم پر می زنه ... مثل پرنده تو قفس....
چاره ی درد دل من.... هق هق و نفس ٬ نفس....
تازه از یه دنیای دیگه برگشتم... انگار دلمو جا گذاشتم ... حس می کنم متعلق به اینجا نیستم... باید برگردم... همون جا که دلمو جا گذاشتم... همون جایی که فرسنگ ها از این جا دوره... آره باید برگردم...
هیچ حرف دیگه ای واسه گفتن ندارم........ اما!
کاش بودم یک کبوتر.... دور گنبد می زدم پر....
آرزو دارم شبی را.... بگذرانم با تو دلبر...
آغاز ماه پر فیض و برکت
رجب ![]()
دارم می گردم ولی پیداش نمی کنم! دارم می دَوَم ولی بهش نمی رسم! دارم صداش می زنم ولی جوابی نمی شنوم...!
در پی آهوی عشق ٬ صیاد آواره شدم....!
ولی فکر می کنم کم کم دارم پیداش می کنم ٬ بهش نردیک شدم. اگه اون پیدا شه برمی گردم به حال و هوای بهترین روزای زندگیم...! اون روزایی که مثل یه رویا بود...! اون روزایی که راهیِ آسمون بودم...! اون روزایی که...
قایقی خواهم ساخت ٬
خواهم انداخت به آب ٬
دور خواهم شد از این خاک غریب ٬
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق ٬
قهرمانان را بیدار کند .
