او می آيد با مردمانی از پس سبزه زار آرزوها٬
باگذر از غروب لاجوردی نوميدی…
آری سکوت آبی رنگ نگاهش به گرمی پيروزي است در نيستان ناگفته ها!!!
اما٬
تاريکی وجود مردمان نی زار را که تواند جز او به روشنی قلب های سبزه زار تعبير کند؟!
او می آيد … تا در يخبندان قلب های بی آرزو٬
با گرمی وجودش ٬ چشمه ساری از صبح سپيد جاری کند.
مرکبی از سبزه زار او را تا قله ی انتظار همراهی می کند٬
و در اين ميان آدمک هايي از جنس زمستان…!
تقديم به يگانه منجی سبزه زار…!
ميلاد با سعادت حضرت بقيه الله الاعظم بر پيروان راه و انديشه
مهدوی مبارک باد
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی هاست
هر کسی نغمه ی خود خوانَد و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
آره ٬ ما خلق نشدیم که یه مدت فقط بخوریم و بخوابیم و لذت ببریم و بعد هم بریم ٬ همه ما باید یه کاری واسه خدا انجام بدیم...!
من نمی دونم چرا اینقدر خدا دوسم داره ٬ حالا معنی (( ...و امن سخطه عند کلّ شر ...)) رو می فهمم ٬ که چه طور خدا منو در مقابل این همه شر و بدی حفظ می کنه!
دیگه فکر می کنم این درس رو یاد گرفته باشم که تنها کسی که لیاقتشو داره که قلبم متعلق به اون باشه فقط خداست!!! تنها کسی که هیچ وقت دلمو نمی شکنه خداست!!! تنها کسی که هر وقت بهش احتیاج داشته باشم هست!!! تنها کسی که می شه بهش امید داشت!!! تنها کسی که منو در مقابل همه ی خطرات حفظ می کنه !!!تنها کسی که می شه بهش دلبست !!! تنها کسی که هیچ وقت ازش خسته نمی شم!!! تنها کسی همیشه با من هست !!! تنها کسی که منو فقط به خاطر خودم دوست داره!!!
...فقط خداست...
دیگه فهمیدم که وقتی قلبمو به یکی دیگه می دم از یاد خدا غافل می شم.
ومن الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله والذین آمنوا اشد حبا لله...
۱۶۵ بقره
... هر عشقی رو که دیدم وقتی وصال شد فهمیدم چقدر پوچ و بی ارزشن.... هر وقت به خلق خدا دلبستم فهمیدم دنیا و آدماش چقدر می تونن وحشتناک باشن... هر وقت انتظار داشتم دنیا و آدماش گره از کار من باز کنن فهمیدم که چقدر ناتوانند... وقتی آدما رو می بینم که واسه یه "دوسِت دارم" خودشون رو به آب و آتیش می زنن و گدایی محبت می کنن ٬ حالم به هم می خوره... اين همه گریه... این همه خنده... این همه زانوی غم بغل کردن... این همه گلایه .... اونم واسه دنیا...!
چرا تا میام یکی رو به بهانه ی خدا دوست داشتم باشم بعد از مدتی می شه عشق مجازی...!
دیگه بسه ٬ هر چی دیدم بسه! من فقط یه چیز می خوام اونم اینه که دوباره محرم بیاد...!
چنگ دل ٫ آهنگ دلکش می زند
ناله ی عشق است و آتش می زند
قصه ی دل٬ دلکش است و خواندنیست
تا ابد این عشق و این دل ماندنیست
هر که عاشق پیشه تر ٬ بی خویش تر
هر دلی بی خویش تر ٬ در نیش تر
در دل من باغ ها از لاله ها
همچو نی در بند ٬بندش ناله ها
با خیال لاله ها صحرا نورد
دشت را پوید ولی با پای درد
می رود تا سرزمین عشق و خون
تا بیند حالشان چون است چون
بر مشام جان رسد از هر کنار
بوی درد و بوی عشق و بوی یار
