قاصدک! هان چه خبر آوردی؟
خوش خبر باشی اما٬ اما
گرد بام و در من بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
برو آن جا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک! در دل من
همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
قاصدک! ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند....
آقا جون دل من تنگ می دونی!!! آقاجون خسته ام از دنیا٬ از بی عدالتی هاش ٬ از تنهاییاش ٬ ولی امام رئوف من هنوز امیدم رو از دست ندادم که دوباره یه روز گنبد زیباتو ببینم.... هنوز دلم واسه پر زدن نیمه شبا تو حرمت می تپه.... هنوز وقتی تنها می شم می دونم امام رضایی دارم که می تونم بهش تکیه کنم....
کاش بودم یک کبوتر ٬ دور گنبد می زدم پر
آرزو دارم شبی را بگذرانم با تو دلبر
امام رضا تولدت مبارک !!! من این حرفا سرم نمی شه فدات بشم الهی ... دارم از تنهایی می میرم
من زیارت مشهد می خواممممممممممممممممممممممم..............![]()
(در این هنگام ) مردى با سرعت از دورترین نقطه شهر =[ مرکز فرعونیان ] آمد و گفت > :اى موسى ! اشراف براى کشتن تو به مشورت نشسته اند، پس( از شهر ) خارج شو ، که من از خیرخواهان توام .
من طلب رضی الناس بسخط الله وكله الله إلی الناس .
كسی كه برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او را به مردم وا می گذارد.
براي خلق كردن بايد از همه قيد و بندها رها شد، وگرنه خلاقيت تو چيزي جز تقليد و نسخه
برداري نخواهد بود! فقط يك نسخه ي بدل! تو فقط هنگامي مي تواني خلاق باشي كه
فرديت خويشتن را دريابي!
مورد توجه کسی که ازم پرسید...!
