ای مردم! آنکس که از برادرش٬ اطمینان و استقامت و درستی راه و رسم را سراغ دارد باید به گفته مردم درباره او گوش ندهد.
آگاه باشید! گاهی تیر انداز٬ تیر افکند و تیرها به خطا می رود٬ سخن نیز چنین است٬ درباره کسی چیزی می گویند که واقعیت ندارد و گفتار باطل تباه شدنی است٬ و خدا شنوا و گواه است. بدانید که میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست.
شناخت حق و باطل
(پرسیدند معنای آن چیست؟ امام علیه السلام انگشت خود را میان چشم و گوش گذاشت و فرمود)
باطل آن است که بگویی ((شنیدم)) و حق آن است که بگویی ((دیدم)).
آره عزیز... شما که اعتماد نداشتی چرا اومدی جلو ؟!.... یه روزی پرده ها می ره کنار... هرکس ادعای خیرخواهی کنه که خیر خواه نیست ٬ خودش می دونه چه خبره... کی رو می خواد فریب بده ؟؟ خودش یا خدا رو؟؟ شایدم هردو!!
به کسانی که گناه ندارند٬ و از سلامت دین برخوردارند٬ رواست که به گناهکاران ترحم کنند و شکر این نعمت گزارند ٬ که شکر گذاری آنان را از عیب جویی دیگران بازدارد٬ چرا و چگونه آن عیب جو ٬ عیب برادر خویش گوید؟ و او را به بلایی که گرفتار است سرزنش کند؟ آیا به خاطر ندارد گه خدا چگونه او را بخشید و گناهان او را پرده پوشی فرمود؟ چگونه دیگری را بر گناهی سرزنش می کند که همانند آن را مرتکب شده! یا گناه دیگری انجام داده که از آن بزرگتر است؟ به خدا سوگند! گرچه خدا را در گناهان بزرگ عصیان نکرده و تنها گناه کوچک مرتکب شده باشد٬ اما جرات او بر عیب جویی از مردم ٬ خود گناه بزرگتری است. ای بنده ی خدا٬ در گفتن عیب کسی شتاب مکن٬ شاید خدایش بخشیده باشد٬ بر گناهان کوچک خود ایمن مباش ٬ شاید برای آن ها کیفر داده شوی! پس هر کدام از شما که به عیب کسی آگاه است٬ به خاطر آنچه که از عیب خود می داند باید از عیب جویی دیگران خودداری کند٬ و شکر گذاری از عیوبی که پاک است او را مشغول دارد از اینکه دیگران را بیازارد.
آره عزیزم یا بهتر بگم عزیزانم... چرا شلوغش می کنید٬ خبری نیست... چرا باید به این خاطر سرزنش بشم که تنها هستم!!! این رو یه عزیزی به من گفت که تنهایی... آخر مگر خدا نیست؟؟؟
خدایا تو جانشین تمام نداشتن هایم هستی...