شنبه 17 دی1384
سحر
علی بن ابراهیم گوید : (( بعد از آنکه فرزندان یعقوب با پیراهن بازگشتند و بر صورتش گذاشتند تا بینا شد ٬ یعقوب و خویشانش از بادیه کوچ کردند ٬ پس به آنان گفت : آیا به شما نگفتم من از خدا می دانم آنچه را شما نمی دانید. به او گفتند : ای پدر! بر تقصیراتمان از خدا آمرزش بطلب که ما خطا کاریم . پس به آنان گفت : به زودی از درگاه خدا برای شما آمرزش می طلبم که او بسیار آمرزنده و مهربان است. گفت : تا سحر گاهان تاخیر انداخت چون دعا و استغفار در سحر گاهان مستجاب است...))
ینابیع الحکمه/الفصل الثانی/ الباب الثامن/یعقوب علیه اسلام
نوشته شده توسط سینا در ساعت 10:59 بعد از ظهر | لینک
|